العلامة المجلسي
935
حياة القلوب ( فارسي )
وآنچه مىگويم حقّ است ، هر كه به نزد من آيد وشرمنده باشد از گناهانى كه كرده است گناهان أو را بيامرزم واز خاطر حافظان اعمال أو محو مىكنم « 1 » . در روايت ديگر وارد است كه حق تعالى وحى نمود بسوى داود عليه السّلام كه : اى داود ! حذر نما از دلهائى كه چسبيدهاند به شهوتهاى دنيا كه عقلهاى آنها محجوبند از من وفيض من به آنها نمىرسد . اى داود ! هر كه محبوبى را دوست دارد تصديق قول أو مىنمايد ، هر كه انس به حبيب خود دارد گفتهء أو را قبول مىكند وكردار أو را مىپسندد ، هر كه وثوق واعتماد به حبيب خود دارد كارهاى خود را به أو مىگذارد ، هر كه بسوى حبيب خود مشتاق است اهتمام مىكند در رفتار بسوى أو كه زود خود را به أو برساند . اى داود ! ياد كردن من براي يادكنندگان من است ، وبهشت من براي أطاعت كنندگان من است ، وزيارة من براي مشتاقان من است ، خود به تنهائى براي مطيعان خود هستم « 2 » . منقول است كه حق تعالى به آن حضرت وحى نمود كه : بگو به فلان پادشاه جبار كه من تو را پادشاهى ندادهام كه دنيا را بر روى دنيا جمع كنى وليكن تو را استيلا دادهام كه دعاى مظلومان را از من رد كنى وايشان را يارى كنى ، بدرستى كه من سوگند به ذات مقدس خود خوردهام كه مظلوم را يارى كنم وانتقام مىكشم از براي أو از آن كسى كه در حضور أو بر أو ستم كردند ويارى أو نكرد « 3 » . منقول است كه حق تعالى وحى نمود بسوى داود عليه السّلام كه : اى داود ! مرا شكر كن چنانچه سزاوار شكر من است . داود گفت : خداوندا ! چگونه تو را شكر كنم چنانچه حقّ شكر توست وحال آنكه شكر كردن من تو را نعمتي است از جانب تو . پس خدا وحى نمود كه : چون اقرار كردى كه حقّ شكر مرا بجا نمىتوانى آورد ، شكر
--> ( 1 ) . امالى شيخ طوسي 107 . ( 2 ) . ارشاد القلوب 60 . ( 3 ) . ارشاد القلوب 76 .